ღმერთის სახელითა
به نام خدا
قابلیت نداره گرجی باشی و جوونمردونگی رو ندونی
არ შეიძლება ენთოს სანთელი , და არავისთვის არსად იწვოდეს
فرصت نداره شمعی روشن باشه و برای کسی نسوزه
قابلیت نداره حرفی برای گفتن داشته باشی و چشم پوشی کنی
فرصت نداره عود معبدی برای عشقی روشنایی نداشته باشه
فرصت نداره آفتاب به تو گرما نبخشه و وجودش رو انکار کنی
فرصت نداره روی زمین برف بباره و از دونه های برف آسمون چیزی کم بشه
فرصت نداره حقیقتی باشی و اسیر باشی ، خدایا
نابودی یه کم آسونه ، اما گرجی ، همیشه باید پاینده بمونه
خدایا بشنو ، گرجی همیشه باید پاینده بمونه
"شعر از علي آقا"
برچسب:
نویسنده: باران زارعی