خرید بک لینک

ღმერთის სახელითა

به نام خدا

شعر


قابلیت نداره گرجی باشی و جوونمردونگی رو ندونی


არ შეიძლება ენთოს სანთელი , და არავისთვის არსად იწვოდეს

فرصت نداره شمعی روشن باشه و برای کسی نسوزه


قابلیت نداره حرفی برای گفتن داشته باشی و چشم پوشی کنی


فرصت نداره عود معبدی برای عشقی روشنایی نداشته باشه


فرصت نداره آفتاب به تو گرما نبخشه و وجودش رو انکار کنی


فرصت نداره روی زمین برف بباره و از دونه های برف آسمون چیزی کم بشه


فرصت نداره حقیقتی باشی و اسیر باشی ، خدایا


نابودی یه کم آسونه ، اما گرجی ، همیشه باید پاینده بمونه


خدایا بشنو ، گرجی همیشه باید پاینده بمونه


"شعر از علي آقا"


برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:08

صفحه بندی